تبليغات X

افرادخوش بین

۷ بهمن ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

اگر قرار باشد جلمه ای را انتخاب کنم تا با آن تمامی پند و اندرزم را بیان کرده باشم، فقط خواهم گفت: هرگز نگذار افکار بد به ذهنت راه یابد.             «کنفوسیوس»

آیا شما از جمله افرادی هستید که مغلوب احساس شان می شوند و یا جزو افرادی هستید که فکر و درایت بر احساس شان کنترل دارد؟
نمی دانم شما جزو افراد خوش بین هستید یا نه، اما اگر در اطرافتان با افراد خوش بین سرو کار داشته باشید و نگاهی به خصوصیات و ویژگی های اساسی این افراد بیندازید، در می یابید که رمز موفقیت و بشاش بودن آنها در نوع نگاهشان به زندگی و مسائل پیرامونشان و همچنین کنترل آنها بر افکار و احساسشان است، زیرا این افراد به خوبی به این امر واقفند که سرنوشت زندگی شان فقط به دست خودشان رقم می خورد و خود حاکم بر سرنوشت شان هستند و نه محکوم به آن.
آنها می دانند که در این دریای پرتلا طم زندگی، خود سکاندار کشتی شان هستند و به خوبی می دانند که چگونه کشتی زندگی شان را در جزر و مد زندگی با دیدی باز به افقی زیبا و دلنشین که سرشار از انرژی مثبت است به جلو هدایت کنند. اگر شما هم مایلید که بر سرنوشت و بر امور زندگی خود مسلط باشید، باید بدانید که ابتدا ازخودتان شروع کنید ( از کوزه همان برون تراود که در اوست) بدین منظور بایستی بیش از پیش بر خود و به خصوص بر احساس تان کنترل داشته باشید. زمانی که اراده می کنید خود حاکم بر زندگی تان باشید، دیگر مثل توپ در زمین بازی زندگی به این سو آن سو پرتاب نخواهید شد، و در این زمان است که دیگر احساس مستاصل بودن و فناشدن در وادی زندگی رانخواهید داشت.
فرد خوش بین آن طور که دوست دارد و احساس می کند رفتار می کند( البته در چهارچوب رفتاری عاقلا نه و انسانی) صرف نظر از اینکه دیگران چه می گویند، چه می کنند و یا اوضاع و احوال چگونه است چرا که این گونه افراد به خوبی می دانند که عظمت، شکوه و زیبایی زندگی و نوع حیات آنها در نگاه ودید آنهاست چرا که زندگی زیباست و خداوند متعال- خالق آن – تمامی این زیبایی ها را در اختیار اشرف مخلوقاتش قرار داده که البته برای درک و لمس این زیبایی ها باید حس و حال دیگری داشت و داشتن این حس و حال اکتسابی است و باید آن را فرا گرفت . البته به نظر میآید که خوش بین بودن و رضایتمندی از زندگی با مسائل و مشکلا تی که در زندگی با آن روبه رو هستیم، کمی دور از ذهن باشد، اما با صبر و شکیبایی و با علم به اینکه خوشبختی و سعادت انسان در گرو خواست واراده اوست و بستگی به طرز فکر او دارد، می توان داشتن حس خوب را در خویشتن تقویت کرد و نگذاشت سختی های زندگی ما را از پا درآورد و بازنده زندگی کند. به عنوان مثال بهتر است در هر شرایطی که قرار می گیرید به جای اینکه عجولانه و بدبینانه تصمیم بگیرید با خودتان کمی خلوت کنید و جنبه های مثبت و مفنی آن را بسنجید و بعد واقع بینانه، نه عجولا نه تصمیم بگیرید . به جای اینکه در سختی ها احساس یاس و درماندگی کنید می توانید با کمی تامل بر اوضاع واحوال آن طور که مایلید تاثیرگذار باشید. اگر موفق به انجام این کار شدید بدانید که قدمی بزرگ برداشته اید. البته برداشتن عینک بدبینی و تبدیل آن به عینک خوش بینی زمان می برد و مسلما فرد تمایل دارد از عینک قبلی که به آن عادت کرده، استفاده کند. اما سعی کنید که خود را به عینک جدید عادت دهید و بدانید که فقط با عینک خوش بینی است که می توان کمتر احساس نگرانی، عدم اطمینان، یاس و درماندگی کرد.

پس بکوشیم تا عظمت نگاه خود را دریابیم و با انرژی مثبتی که در ما نهفته شده است با انرژی موجود کائنات، هم آهنگ و هم آواز شویم.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

مردخوشبخت

۴ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: “نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند”.

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: “فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود”.

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد….

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.
آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. “شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟”
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!

دسته‌ها:داستانک برچسب‌ها:

اقدام کنید و خیالات خودتان را بررسی کنید

۱۶ آبان ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

بیشتر ما یاد گرفته ایم که مدام در پی چیز بعدی و بعدی و بعدی باشیم و خود را متقاعد کرده ایم که شادی ما فقط در مقصد مطلوبمان قرار دارد. خودمان را در چرخه پایان ناپذیر خواستن و انتظار کشیدن گرفتار کرده ایم.
وقتی برای خوشحال بودن و برای تجربه خوشی و نشاط و موفقیت در انتظار ” آن روز که …” هستیم ، در توهمی زندگی میکنیم که موجب دلمردگی ما شده است و توان لذت بردن از زندگی کنونی را از ما میگیرد.
رؤیاها با رنگها و مزه های مختلف به سراغمان میآیند و بیشتر اوقات ما آنها را با هدف اشتباه میگیریم. “وقتی که عاقبت به … برسم”. “همین که این دوره ی … بگذرد، رژیم میگیرم و به سلامتی ام توجه میکنم” و… این طرز فکر مارا دچار خشم و ناتوانی و نارضایتی مداوم میکند.
رؤیاهایمان سالهای پیاپی فریبمان میدهد و چشمانمان را می بندد و ما را در انجام تغییراتی که میخواهیم ناتوان میکند.
فقط زمانی نیروی متعالی کردن زندگیمان را در اختیار خواهیم گرفت که رؤیاهایی که ما را در آرزوی و انتظار تغییر وضعیت نگاه داشته اند آشکار کنیم.
از شما می خواهم که خوب نگاه کنید و ببینید منتظر چه هستید. کدام رؤیای “یک روز…” مدام شادی و رضایتتان را به تعویق می اندازد.
وقتی خوشحال خواهم بود که: این مقدار پول در بیاورم، به دانشگاه بروم، شغل خوبی پیدا کنم، به وزن دلخواهم برسم، بدهی هایم را بپردازم.
اگر یکی یا بعضی از این عبارات برایتان آشناست احتمالا در رؤیایی گرفتار شده اید که امکان نشاط و موفقیتی را که شایسته آن هستید از شما میگیرد.
برای آنکه فراسوی رؤیاهایتان بروید و واقعا زندگی رؤیایی خود را بیافرینید باید آنچیزی را که واقعا به دنبالش هستید آشکار کنید و ببینید که وقتی سرانجام به آرزوی خود برسید چه احساسی خواهید داشت.
اگر در آرزوی شهرت هستید میخواهم بگویم که در واقع شما به دنبال شهرت نیستید بلکه خواهان احساسی هستید که فکر میکنید شهرت به شما میدهد. با جواب دادن به این سؤال که “وقتی بینهایت مشهور شوم چه احساسی خواهم داشت؟” متوجه میشوید که واقعا خواستار چه هستید. شاید احساس ارزشمند بودن ، قدرتمند بودن ، مهم یا خاص بودن برایتان مطلوب است.
بسیاری را میشناسم که فکر میکنند اگر کمی پول بیشتر ، موفقیت یا شهرت یا هر چیز بیشتر دیگری داشته باشند خوشبختی را پیدا میکنند اما این یک خیال و یک توهم است!
اما چطور میتوان به شادی دست یافت؟ فقط کافیست که خیالاتمان را تشخیص دهیم و از خودمان بپرسیم: اگر این اتفاق رخ دهد چه احساسی به من دست خواهد داد؟ بعد روند بخشیدن آن احساس به خودمان را آغاز کنیم و آن گام به راستی زندگی ما را متحول میکند.
وقتی متعهد میشویم که به نیازهایمان رسیدگی کنیم و احساساتی را که آرزو داریم به خودمان ببخشیم معجزه حقیقی رخ میدهد و می بینیم که هر چیزی را که آرزومندش هستیم در دسترس ما قرار دارد ، آنگاه خواسته های ما واقعیتی میشود که میتوان مطالبه اش کرد البته به شرطی که حاضر باشیم کارهای لازم را انجام دهیم و مسؤلیت نیازهایمان را بپذیریم.

اقدام کنید و خیالات خودتان را بررسی کنید:
شرحی از زندگی خیالی موردنظرتان را که امیدوارید روزی به آن برسید بنویسید. خیالاتتان را تجزیه و تحلیل کنید تا تشخیص دهید که امیدوارید با تحقق آنها به چه احساسی دست پیدا کنید. بعد یک کار را مشخص کنید که با انجام دادنش بطور روزانه بتوانید همان احساسی را که دنبالش هستید در خودتان بوجود آورید. البته خودتان را متعهد کنید که صد در صد مسؤل آفرینش احساس مطلوبتان باشید.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

یک لحظه می‌تواند سرنوشت و آینده را عوض کند

۲۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

یکی از زیباترین موازنه‌های زندگی این است که ما هیچ وقت نمی‌توانیم به کسی کمک کنیم، قبل از این که اول به خودمان کمک کنیم و مراقب خودمون باشیم.
وقتی تو یک درجه حرارت بیشتر به آب می‌دهی باعث تفاوتی می‌شوی که همان تبدیل شدن آب گرم به بخار هست که می‌تواند قدرت و انرژی حرکت یک ماشین را فراهم کند. یک فرایند زیبا و نه چندان پیچیده که باعث می‌شود بفهمیم که هر کاری رو قادریم انجام بدهیم…

رازی برای موفقیت وجود ندارد و همه چیز به طور غریزی در ما وجود دارد. موفقیت در هرچیزی یک اصل اساسی دارد: تلاش و در بیشتر موارد برای رسیدن به نتایج چشمگیرتر به تلاش بیشتری نیاز داریم که در واقع همان اضافه کردن یک درجه به حرارت است.
در ‌٢١٢ درجه فارنهایت آب به جوش می‌آید و تبدیل به بخار می‌شود و بخار است که می‌تواند یک لوکوموتیو را به حرکت در آورد. یک درجه اضافه باعث مقدار زیادی تغییر می‌شود و یک درجه تلاش بیشتر در کار و زندگی خوب را تبدیل به عالی خواهد کرد.
این زندگی توست و تو مسوولی برای نتایجی که به دست می‌آوری. برای به دست آوردن چیزهایی که هیچ زمانی نداشتیم باید کارهایی انجام بدهیم که تابه حال انجام نداده‌ایم.
تنها چیزی که بین یک انسان و خواسته‌اش در زندگی وجود داره، اراده‌ای است که باعث می‌شه تلاش کنه و ایمان و باور این که هر چیزی امکان پذیراست.
داشتن یک هدف تعریف شده و مشخص و تمرکز روی آن باعث به وجود آمدن تصورات زیبا و الهامات و شور وهیجان برای رسیدن به آن می‌شود.
استقامت حتما نباید در یک مسابقه طولانی و دوره‌های بلند مدت باشه؛ می‌تونه به دوره‌های کوتاه تر تقسیم بشه و استقامت در تک تک این مقاطع باشه، یعنی یکی به دنبال دیگری.
ادیسون گفته خیلی از شکست‌های زندگی زمانی اتفاق می‌افته که اشخاص نمی‌دونستن چقدر به موفقیت نزدیک بودند، زمانی که از تلاش ناامید شدند و دست کشیدند…
می‌دونین چرا آدم‌ها وقتی بزرگ می‌شن با خودکار می‌نویسند؟ چون اگه غلط بنویسن دیگه نتونن پاکش کنن ولی می‌دونین اعتقاد من چیه؟ این که ماهی رو هر موقع از آب بگیری تازه است، به هر اشتباهی می‌شه فرصت داد به شرطی که دیگه اون اشتباه دوباره تکرار نشه. زندگی رو با مداد بنویس و هر جا که لازم باشه پاکش کن و اشتباهت رو جبران کن. می‌تونی این کار رو بکنی. فقط و فقط حواست باشه زیاد پاک نکنی که کاغذ زندگیت پاره بشه، این مهمه.
یادت نرود یک لحظه می‌تواند سرنوشت و آینده رو عوض کند. فقط یک لحظه و تمام آینده به همین یک لحظه و تصمیم وابسته است.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

توازبقیه خوشبخت تری

۳۰ خرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

اگر امروز که بیدار شدی بیشتر احساس سلامت کردی تا مریضی ، تو خوشبخت تر از یک میلیون نفری هستی که تا آخر این هفته بیشتر زنده نیستند.

 

▪ اگر هیچ وقت خطر جنگ را تجربه نکرده ای و تنهایی زندان را حس نکرده ای ، در شمار ۵۰۰ میلیون نفر آدم خوشبخت دنیا هستی .
▪ اگر می توانی در یک جلسه مذهبی شرکت کنی بدون اینکه اذیت و آزار، دستگیری ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشی خوشبخت تر از سه میلیون نفر در جهان هستی.
▪ اگر در جیب یا کیف خود پول داری و می توانی گاهی کمی پول خرج کنی ، جزو ۸ درصد آدمهای پولدار دنیایی.
▪ اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگی می کنند . تو واقعا بی نظیری!
▪ اگر سرت را بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری ، تو خوشبختی ، چون خیلی ها می توانند این کار را بکنند ، ولی اکثرا نمی کنند.
▪ اگر امروز و دیروز دعا کردی ، واقعا خوشبختی ، چون اعتقاد داری که خدا صدای ما را می شنود و به ما جواب می دهد.
▪اگر می توانی این مطلب را بخوانی خوشبخت تر از کسانی هستی که نمی توانند این مطلب را بخوانند .

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

قدرت باور

۸ خرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

باورها چه هستند؟باورها یک سری تفکرات هستند، که به زندگی معنا می بخشند. و راهنمای ما در تنگنا ها و مشکلات می شوند. باورها ادراک ما از هستی را می سازند.
باور و اعتقاد شما فرمانده مغز شماست. و زمانی که فکر می کنید چیزی درست است، باور شما به مغز فرمان می دهد به دنبال حقایقی باشد که از اعتقادات شما پشتیبانی کند.
این بدان معناست که اگر شما باور داشته باشید که در زندگی موفق هستید اینگونه خواهد بود. اگر شادی، رفاه و سلامتی را باور داشته باشید نیمی از این رقابت را برده اید. و در این هنگام مغز شما بدنبال حقایقی می گردد که از اعتقادات شما پشتیبانی کند.
به عبارت دیگر باور و اعتقاد یکی از قوی ترین نیروهایی است که می توانید از آن برای رسیدن به برتری استفاده کنید.
بی تردید افرادی را که بوسیله باور خود توانمند شده اند و از موانع بزرگ گذشته اند دیده اید. علت موفقیت آنها باور عمیقی است که داشته اند. باورتان می تواند به شما کمک کند به منابع عمیقی که در درون شما وجود دارد دست پیدا کنید. و در نهایت به هدف مطلوب برسید.

شمشیر دو لبه
آیا از اعتقادات خود برای رسیدن به هدفتان استفاده می کنید؟ آیا تا به حال در مورد اثر روانی دارو ها شنیده اید؟ افراد زیادی از بیماری های سخت شفا پیدا کرده اند بدون اینکه دارو یا درمان معتبری داشته باشند. تحقیقات نشان داده است که اکثر پزشکان در سراسر دنیا برای بیمار دارو هایی را تجویز می کنند که فقط به بهبود شرایط جسمی اش کمک می کند. ولی برای بیماری درمانی محسوب نمی شود. خوب از این حرف ها نتیجه می گیریم که دارویی که به بیمار خورانده یا تزریق شده سبب بهبود او نشده است! پس علت اینکه این بیماران لباس عافیت به تن می کنند چیست؟ پاسخ ساده است ایمان و اعتقادی که بیمار به قدرت شفا بخش دارو دارد سبب بهبود او می شود! می بینید که باور انسان چقدر قدرتمند می تواند باشد.
حال اگر باور های منفی را در زندگی روزمره خود راه دهید چه می شود؟ اگر فکر کنید شما نمی توانید به خوبی همکار یا رقیب خود باشید، پس اینگونه هم خواهد شد. آیا اگر دیگران را قوی تر از خود بدانید و خود را در برابر آنها ضعیف پندارید، اصلاً می توانید به موفقیت برسید؟ و افکاری مانند عقب بودن از دیگران کمکی به شما در زندگی خواهد کرد؟
یک حقیقت وجود دارد « آن چه بدست می آورید همان چیزی است که می پندارید. » حتی اگر در حرفه ای که به آن مشغول هستید بسیار ماهر باشید، اگر خود را ضعیف و ناتوان پندارید بی شک شکست به سراغ شما خواهد آمد. چون مغز شما بدنبال اطلاعاتی می گردد تا از اعتقادات شما پشتیبانی کند. شاید این صحبت ها نسخه علمی قانون جاذبه باشد، قانونی که به ما می گوید:

آن چه بدست می آورید همان چیزی است که به آن اعتقاد دارید.”

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

رویاهایتان را آشکار کنید

۲۵ فروردین ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

بیشتر ما یاد گرفته ایم که مدام در پی چیز بعدی و بعدی و بعدی باشیم و خود را متقاعد کرده ایم که شادی ما فقط در مقصد مطلوبمان قرار دارد. خودمان را در چرخه پایان ناپذیر خواستن و انتظار کشیدن گرفتار کرده ایم.
وقتی برای خوشحال بودن و برای تجربه خوشی و نشاط و موفقیت در انتظار ” آن روز که …” هستیم ، در توهمی زندگی میکنیم که موجب دلمردگی ما شده است و توان لذت بردن از زندگی کنونی را از ما میگیرد.
رؤیاها با رنگها و مزه های مختلف به سراغمان میآیند و بیشتر اوقات ما آنها را با هدف اشتباه میگیریم. “وقتی که عاقبت به … برسم”. “همین که این دوره ی … بگذرد، رژیم میگیرم و به سلامتی ام توجه میکنم” و… این طرز فکر مارا دچار خشم و ناتوانی و نارضایتی مداوم میکند.
رؤیاهایمان سالهای پیاپی فریبمان میدهد و چشمانمان را می بندد و ما را در انجام تغییراتی که میخواهیم ناتوان میکند.
فقط زمانی نیروی متعالی کردن زندگیمان را در اختیار خواهیم گرفت که رؤیاهایی که ما را در آرزوی و انتظار تغییر وضعیت نگاه داشته اند آشکار کنیم.
از شما می خواهم که خوب نگاه کنید و ببینید منتظر چه هستید. کدام رؤیای “یک روز…” مدام شادی و رضایتتان را به تعویق می اندازد.
وقتی خوشحال خواهم بود که: این مقدار پول در بیاورم، به دانشگاه بروم، شغل خوبی پیدا کنم، به وزن دلخواهم برسم، بدهی هایم را بپردازم.
اگر یکی یا بعضی از این عبارات برایتان آشناست احتمالا در رؤیایی گرفتار شده اید که امکان نشاط و موفقیتی را که شایسته آن هستید از شما میگیرد.
برای آنکه فراسوی رؤیاهایتان بروید و واقعا زندگی رؤیایی خود را بیافرینید باید آنچیزی را که واقعا به دنبالش هستید آشکار کنید و ببینید که وقتی سرانجام به آرزوی خود برسید چه احساسی خواهید داشت.
اگر در آرزوی شهرت هستید میخواهم بگویم که در واقع شما به دنبال شهرت نیستید بلکه خواهان احساسی هستید که فکر میکنید شهرت به شما میدهد. با جواب دادن به این سؤال که “وقتی بینهایت مشهور شوم چه احساسی خواهم داشت؟” متوجه میشوید که واقعا خواستار چه هستید. شاید احساس ارزشمند بودن ، قدرتمند بودن ، مهم یا خاص بودن برایتان مطلوب است.
بسیاری را میشناسم که فکر میکنند اگر کمی پول بیشتر ، موفقیت یا شهرت یا هر چیز بیشتر دیگری داشته باشند خوشبختی را پیدا میکنند اما این یک خیال و یک توهم است!
اما چطور میتوان به شادی دست یافت؟ فقط کافیست که خیالاتمان را تشخیص دهیم و از خودمان بپرسیم: اگر این اتفاق رخ دهد چه احساسی به من دست خواهد داد؟ بعد روند بخشیدن آن احساس به خودمان را آغاز کنیم و آن گام به راستی زندگی ما را متحول میکند.
وقتی متعهد میشویم که به نیازهایمان رسیدگی کنیم و احساساتی را که آرزو داریم به خودمان ببخشیم معجزه حقیقی رخ میدهد و می بینیم که هر چیزی را که آرزومندش هستیم در دسترس ما قرار دارد ، آنگاه خواسته های ما واقعیتی میشود که میتوان مطالبه اش کرد البته به شرطی که حاضر باشیم کارهای لازم را انجام دهیم و مسؤلیت نیازهایمان را بپذیریم.

اقدام کنید و خیالات خودتان را بررسی کنید:
شرحی از زندگی خیالی موردنظرتان را که امیدوارید روزی به آن برسید بنویسید. خیالاتتان را تجزیه و تحلیل کنید تا تشخیص دهید که امیدوارید با تحقق آنها به چه احساسی دست پیدا کنید. بعد یک کار را مشخص کنید که با انجام دادنش بطور روزانه بتوانید همان احساسی را که دنبالش هستید در خودتان بوجود آورید. البته خودتان را متعهد کنید که صد در صد مسؤل آفرینش احساس مطلوبتان باشید.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

نوروز

۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ۲ دیدگاه

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید
عید شما مبارک

دسته‌ها:متفرقه برچسب‌ها:

تمام فصل های زندگی

۱۶ اسفند ۱۳۸۹ ۶ دیدگاه

مردی چهار پسر داشت.آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی یی فرستاد که در فاصله ای دور از خانه اشان روییده بود:پسر اول در زمستان ، دومی در بهار،سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فرا خواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند.
پسر اول گفت: درخت زشتی بود خمیده و در هم پیچیده.
پسر دوم گفت: نه…درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.
پسر سوم گفت: نه…درختی بود سر شار از شکوفه های زیبا و عطر آگین… و با شکوه ترین صحنه ای بود که تا به امروز دیده ام.پسر چهارم گفت: نه … درخت بالغی بود پر بار از میوه ها… پر از زندگی ،زایش و رویش !!!مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما یک فصل از زندگی درخت را دیده اید!شما نمی توانید در باره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید:همه حاصل آن چهار فصل هستند و لذت شوق و عشقی که از زندگی اشان بر می آید فقط در انتها نمایان می شود؛ وقتی همه فصل ها آمده و رفته باشند!اگر در “زمستان” تسلیم شوید،امید شکوفایی “بهار” ، زیبایی” تابستان” و باروری پاییز را از کف داده اید! مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل،زیبایی و شادی تمام فصل های دیگر را نابود کند!


زندگی را فقط با فصل های دشوارش نبین؛در راههای سخت پایداری کن، لحظه های بهتر بالاخره از راه می رسند

دسته‌ها:داستانک برچسب‌ها:

ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

۲۸ بهمن ۱۳۸۹ ۱ دیدگاه

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.
ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.
۱- ریتم زندگی خود را آرام کنید
شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
“سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.”
ادی کانتور
۲- خواستار تغییرباشید
“تمایل داشتن” ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.
به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.
۳- مسئولیت پذیر باشید
قبول مسئولیت های زندگی یک “باید” است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.
“باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.”

۴- ارزش های اصلیتان را مرور کنید
در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.
۵- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید
ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.
۶- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید
افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:
“من نمی توانم….”
“قادر نیستم که ….”
“من هیچ وقت نتوانستم ….”
“هیچ راهی وجود ندارد که ….”
هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.
۷- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید
شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.
سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.
۸- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید
پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.
البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.
۹- انتظارات منطقی داشته باشید
باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.
۱۰- پیوسته در حرکت باشید
مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.
همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها: