سخن بزرگان

۲۹ مرداد ۱۳۸۹ safarpoor ۲ دیدگاه

اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموش نکنه قلبت براش می تپه ، و این یک یاد آوریست . (شکسپیر)

دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است ، شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ، کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد ، حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است .

همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از آن دور شدی در انتظار بماند.

انچه پدید اید نا پدید خواهد شد . خود پشت و پناه خود باش
(بودا)

آرزوها و دعاهاتون رو در شادترین لحضات زندگی تون با خدا مطرح کنید چون اون موقع سرشار از انرژی هستید…

انسان تنها می تواند آن باشد که خود را چنان می بیند ؛ و تنها می تواند به جایی برسد که خود را در آنجا می بیند.
(فلورانس اسکاول شین)

به هر چیزی که فکر می‌کنید، آن چیز به سمت شما جذب می‌شود. شروع کار با فکر است، پس باید به شدت مواظب چیزهایی که روی آنها تمرکز می‌کنیم و به آنها توجه می‌کنیم باشیم. در واقع شما تمام چیزهایی که در ذهنتان می‌گذرد را به سمت خودتان جذب می‌کنید.

توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید.
تا می توانی آرزو کن… دلت برای دنیا نسوزد…. فراهم کردن آرزوهای تو برای دنیا هیچ کاری ندارد….. همین حالا بخواه تا برآورده شود………..

برای رسیدن به اهداف خود، آنها را اولویت بندی کنید و در یک زمان چند هدف نداشته باشید، چون در این صورت قدرت تمرکز خود را از دست می دهید و دیرتر به آرزوهایتان می رسید.

این تصور که اگر سهم بیشتری بخواهید به دیگران کمتر می رسد را از خود دور کنید و هر آنچه را که آرزو دارید از خدا بخواهید.

از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است

زندگی داشتن دوست داشتنیها نیست
زندگی دوست داشتن داشتنی هاست
دریا باشی یا گودالی کوچک از اب… فرقی نمیکند!!
زلال که باشی اسمان در تو پیدا می شود…

برای اثبات خود در صدد نفی دیگری مباش

! مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست . . .
خودت را وقف دوست داشتن دیگران کن
خودت را وقف آفریدن چیزی کن که به تو معنا و هدف بدهد!!!

به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.

روز و شب تان خوش

دسته‌ها:سخن بزرگان برچسب‌ها:

۶گام برای آغاز یک روز خوب

۲۱ مرداد ۱۳۸۹ safarpoor ۱ دیدگاه

۱) بدن تان را بکشید: بهترین کار این است که قبل از برخاستن، هر یک از اعضا را برای ۱۵ ثانیه بکشید. مثلا از دستان خود شروع کنید و هر یک از انگشتان را بکشید. بعد می توانید پاهای خود را بکشید و در نهایت گردن و کمر را کش و قوسی دهید.
۲) تصمیم نگیرید: اگر می خواهید با آرامش از خواب بیدار شوید، سعی کنید موقع برخاستن از خواب به چیزی فکر نکنید و تصمیم انجام کاری را نگیرید.
۳) وسایل مورد نیازتان را آماده کنید: تمام لباس ها و وسایلی که باید صبح همراه خود ببرید، را مرتب کنید.
۴) دندان هایتان را مسواک کنید: بهترین راه برای از بین بردن بوی بد دهان و آغاز یک صبح تازه مسواک زدن است. در طول شب باکتری های بسیاری در دهان رشد می کنند و چند لحظه مسواک زدن سبب از بین رفتن تمامی آنها و برطرف شدن بوی بد ناشی از آنها در دهان می شود.
۵) دوش بگیرید: خود را عادت دهید هر روز صبح برای چند دقیقه ای دوش بگیرید. ریختن آب روی بدن سبب کاهش استرس و افزایش آرامش می شود.
۶) عجله نکنید: اگر معمولا صبح ها وقت کم می آورید و مجبورید کارهای تان را با عجله انجام دهید، ساعت زنگ دارتان را ۱۵ دقیقه زودتر کوک کنید تا با آرامش بیشتری از خواب برخیزید، به نرمی ورزش کنید و به موزیک گوش دهید

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

مهربان تر می شویم

۶ مرداد ۱۳۸۹ safarpoor ۳ دیدگاه

15اگر فکر می کنید به انداز کافی مهربان نیستید و دوست دارید برخورد مشفقانه تری با دیگران داشته باشید، می توانید راهکارهای زیر را امتحان کنید تا هم خودتان و هم دیگران از زندگی لذت بیشتری ببرید.هر هفته برای افرادی که می شناسید حداقل ۳ عمل نیکوکارانه انجام دهید. به طورمثال به یک دوست بیمار تلفن بزنید و احوالش را جویا شوید؛ برای دوستتان که امتحان دارد خرید کنید؛ یا به افراد سالمند فامیل سر بزنید.
مرتب خون اهدا کنید. به ملاقات فردی که در بیمارستان بستری است، بروید. به دیدن افرادی که در خانه سالمندان یا پرورشگاه ها زندگی می کنند بروید. به کسانی که در فعالیت های داوطلبانه شرکت می کنند، هدیه بدهید. به طور غیرمترقبه، دوستی را به شام دعوت کنید و شگفت زده اش کنید. زمانی که از طریق ایمیل، نامه یا تلفن با دیگران ارتباط برقرار می کنید، از کلمات زیباتر و ملایم تری استفاده کنید. برای فرد مورد علاقه تان یک غذای خوشمزه بپزید. وسایلتان را به دیگران قرض دهید. فهرستی از اموال و متعلقاتتان را تهیه کنید. فقط چیزهایی را که به آن احتیاج دارید، نگه دارید و بقیه را به افراد نیازمند ببخشید.
از طریق کمک کردن به دیگران وقتتان را به آن ها ببخشید. به دیگران لبخند بزنید. هنگام رانندگی به رانندگان دیگر راه بدهید. به فردی که مشغول پنچرگیری است، کمک کنید. در بزرگراه ماشینتان را متوقف کنید و به راننده ای که به کمک احتیاج دارد کمک کنید. زمانی که برای خرید به میوه فروشی می روید، کمی بیشتر از مقدار نیازتان خرید کنید و آن را به افراد نیازمندی که در محله تان زندگی می کنند، بدهید. جای خود را در صف شلوغ به فردی که سالمند یا بیمار است بدهید. به اعضای خانواده تان بگویید چه قدر دوستشان دارید. یکی از دوستانتان را بدون هیچ دلیل خاصی به تئاتر یا سینما دعوت کنید…

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

انتظار

۶ مرداد ۱۳۸۹ safarpoor بدون دیدگاه

13
چه دیر می‌رسد، هفته‌ای که انتهایش به تو می‌رسد، و چه زود می‌گذرد، لحظه‌هایی که با تو می‌گذرد! این‌همه روشنایی به چه دردی می‌خورد، وقتی دلم روشن نیست، چشمم روشن نیست به دیدنت… اگرچه تکلیفم روشن است: یک خط ریز، یک خط درشت! نیمه‌کاره رهایَش می‌کنم تا بلاتکلیف باشم! . . . زمین را هم که دور می‌زنم، دورِ آخر را به تو می‌رسم! مگر نه این‌که

«همیشه آخر همه چیز خوب است؟

دسته‌ها:متفرقه برچسب‌ها:

الیس درسرزمین عجایب

۲۶ تیر ۱۳۸۹ safarpoor ۶ دیدگاه

12
اگرنمی دانیدکجا می روید،هرراهی شمارا به آنجا خواهد رساند
یک بخش از کتاب آلیس در سرزمین عجایب است که خیلی خوب نشان می دهد چرا اهمیت دارد که بدانید در زندگی رو به چه سمتی حرکت می کنید:
“با خجالت آن اسم را به زبان آورد انگار که اصلا نمی دانست از آن خوشش می آید یا نه. اما لبخند پهن تری روی صورت گربه نشاند. آلیس با خود فکر کرد، بیا تا الان خیلی خوش گذشته و حرکت کرد. میشه بهم بگی از اینجا باید کجا برم؟
گربه گفت، به این بستگی داره که به کجا بخوای برسی.
آلیس گفت، فرقی برام نمی کنه.
آنوقت گربه جواب داد، پس فرقی نمی کنه که از کدوم راه بری.
آلیس برای توضیح به حرف خود اضافه کرد: همین که به یه جایی برسم…
گربه گفت: مطمئناً می رسی البته اگه به اندازه کافی راه بری.”
چند نفر را می شناسید که انگار بی هدف در زندگی خود سرگردان هستند، گویی که هیچ مسیر و جهتی ندارند؟ پس وقتی نمی دانید که کجا می روید، هر راهی شما را به آنجا می رساند.بنابراین هر هدفی باید یک نتیجه مشخص داشته باشد. حالا ببینید یک نتیجه و برآیند مشخص چیست. ساده است، معنی آن این است که درمورد نتیجه و برآیندی که می خواهید هدفتان به دنبال داشته باشد واضح و روشن باشید. شاید بپرسید که چرا از واژه برآیند و نتیجه به جای هدف استفاده کردیم. به این خاطر که برآیند همان نتیجه رسیدن و دست یافتن به یک هدف است نه فقط خود هدف. مثلاً فردی را درنظر بگیرید که برای خود هدفی تعیین می کند که در شغلش ترفیع بگیرد. یعنی هدف، گرفتن ترفیع است. به همین خاطر سخت کار می کند و حتی برای اضافه کار هم می ماند. کارهایی را می کند که هیچکس دیگر حاضر به انجام آن نیست. و بعد از دو سال سخت و پرمشقت، به هدف خود می رسد و در کارش ترفیع می گیرد. اما متاسفانه زندگی زناشوییش در معرض فروپاشی است و دو فرزندش حتی او را به سختی می شناسند چون دو سال گدشته را خیلی کم در خانه گذرانده است.
اگر ترفیع را نتیجه و برآیند در نظر بگیریم، احتمالاً به شرایط رسیدن به آن فکر می کنید: مثلاً “آیا این ترفیع ارزش بر هم خوردن رابطه هایم را دارد؟” یا “اگر دنبال این بروم چه چیزهایی را ممکن است از دست بدهم؟”
یکی دیگر از ویژگی های یک نتیجه واضح و مشخص این است که به شکل مثبت گفته می شود. ذهن ناخودآگاه ما نمی تواند منفی ها را بدون اینکه اول به مثبت تبدیلشان نکنیم نشان دهد. پس مثلاً وقتی می گویید، “باید سیگار را ترک کنم” ذهنتان دقیقاً روی چیزی که می خواهید ترک کنید متمرکز می شود. اما وقتی بگویید “من سیگاری نیستم” جایگزین دیگری به ذهن ناخودآگاهتان می دهید که در راستای نتیجه ای است که می خواهید ایجاد کنید.
یادتان باشد، چیزی که نمی خواهید را بر زبان نیاورید، چیزی را بر زبان بیاورید که انجام می دهید.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

مداد

۱۸ تیر ۱۳۸۹ safarpoor ۴ دیدگاه

11

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد ۵ خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی

دسته‌ها:داستانک برچسب‌ها:

اگر مثل غازهاباشیم

۱۵ تیر ۱۳۸۹ safarpoor ۱ دیدگاه
  • اگر مثل غازها باشیم !
  • اگر به غازها وقتی از سرمای زمستان به مناطق گرمسیر مهاجرت می کنند نگاه کنید خواهید دید که آنها به شکل < پروازمی کنند . شاید علاقه مند باشید بدانید چرا .
  • با پرواز به شکل<
  • راندمان پرواز در مقایسه با پرواز به تنهائی تا ۷۱ درصد افزایش می یابد
  • درس اول : در یک مسیر حرکت کردن و در قالب تیم کار کردن کمک میکند تا سریع تر و آسان تر به مقصد برسیم با کمک به یکدیگر نتایج چشمگیر تر خواهد بود
  • وقتی غازی گروه را ترک میکند
  • ناچار است مشکلات تنها پرواز کردن و مقاومت هوا را تحمل کند
  • بنابراین فوراً به گروه می پیوندد و از قدرت گروهی که پیشاپیش او حرکت می کند بهره می جوید
  • درس دوم : در میان و هماهنگ با گروه بودن و در یک جهت حرکت کردن میزان تلاش را کاهش میدهد و رسیدن به هدف را آسان تر می کند . در چنین شرایطی هر کسی هم کمک میرساند و هم دریافت کننده کمک خواهد بود
  • وقتی رهبر گروه از پرواز خسته می شود …
  • … به انتهای گروه رفته و غاز دیگری رهبری گروه را بر عهده می گیرد
  • درس سوم : رهبری را به اشتراک بگذارید . اجازه دهید در همه وقت احترام متقابل بین ما حاکم باشد مشکلات و کارهای طاقت فرسا را بین هم تقسیم کنیم . توانائی هایمان را روی هم بگذاریم و استعدادها، منابع و قدرتمان را شریک شویم
  • وقتی غازها به شکل < پرواز می کنند با سرو صدای خود یکدیگر را به جلو رفتن تشویق می کنند در این صورت همه با یک سرعت به پیش می روند
  • درس چهارم : وقتی تشویق شویم و به ما شجاعت داده شود پیشرفت ها چشمگیر تر خواهد بود . تشویق و جرأت بخشیدن به موقع همیشه ایجاد انگیزه می کند، قدرت می دهد و کمک می کند تا بهترین نتیجه حاصل شود
  • وقتی غازی مریض یا خسته می شود
  • مجبور است گروه را ترک کند …
  • در این صورت بعضی از غازها گروه را ترک کرده، به او کمک می رسانند و او را حمایت می کنند . این غازها با او باقی خواهند ماند تا وقتی بمیرد یا بتواند دوباره به گروه باز گردد . در این صورت غازهای کمک رسان، یا گروه دیگری تشکیل داده و یا به گروه اولیه می پیوندند
  • درس پنجم : بیائید در کنار هم بمانیم و به اینکه چه اختلافاتی با هم داریم توجه نکنیم، خصوصاً در مشکلات و چالش های بزرگ .
  • اگر کنار یکدیگر باشیم و همدیگر را حمایت کنیم، اگر بدون در نظر گرفتن اختلافاتی که بین ما وجود دارد، روح کار گروهی داشته باشیم، خواهیم توانست بر مشکلات فائق آئیم اگر ارزش واقعی کار گروهی را درک کنیم، اگر از احساس ما بودن و مشارکت آگاه باشیم زندگی آسان تر خواهد شد و عمر پر بارتر خواهد گذشت.
دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

مغایرت های زمان ما

۶ تیر ۱۳۸۹ safarpoor بدون دیدگاه

ماامروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

عباراتی مانند “یکی از این روزها” و “روزی” را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم “یکی از این روزها” بنویسیم همین امروز بنویسیم

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان می گویید که “یکی از این روزها” آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید … “یکی از این روزها” ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید.

روز وشب تان خوش

دسته‌ها:مشاوره برچسب‌ها:

بدفهمی هادرموردموفقیت

۲۶ خرداد ۱۳۸۹ safarpoor ۲ دیدگاه

برخی افرادبه دلیل زمینه ی فرهنگی خود نمی توانندموفق شوند.
درحالی که موفقیت یک نیازدرونی است وکاری به نوع فرهنگ وتحصیلات ندارد.

افرادموفق اشتباه نمیکنند.
درحالی که افرادموفق هم اشتباه می کنند ولی سعی می کنند اشتباه را تکرار نکنند.

برای رسیدن به موفقیت بایددر هفته۶۰،۷۰،۸۰،۹۰،ساعت کارکرد.
درحالی که مقدارزمان مهم نیست،درستی تلاش اهمیت دارد.

باپیروی از مقررات موفق می شوید.
در حالی که هرشرایطی مقررات خاص خودرادارد.وگاهی اوقات لازم است برای خودقوانین ومقرراتی وضع کنید.


112
خوشبختی زیاد باعث موفقیت می شود.
در حالیکه جمله درست این است که تعدادی از خوشبختی ها باعث موفقیت می شود که آن نیاز به تلاش وجدیت وکوشش دارد.

اگر درمسیررسیدن به اهداف از کسی کمک بگیرید،این کار موفقیت حساب نمی شود.
درحالی که موفقیت به ندرت درتنهایی رخ میدهد.سپاسگزاری از افراد خود نوعی موفقیت است.

اگرپول زیادی به دست آوردیدموفق هستید.
درحالیکه پول فقط یکی از فواید موفقیت است ولی تضمین کننده ی موفقیت نیست.

اگر دیگران از موفقیت مان باخبر شدند،موفق هستیم.
درحالیکه اگرنسبت به موفقیت خودباورداشته باشیم باز هم موفق بوده ایم.

زمانی که من موفق میشوم نباید مشکلات وزحمت من زیاد شود.
درحالیکه وقتی شما موفق میشوید،فقط موفق شده اید وهمچنان فراز ونشیب های زندگی وجوددارد.
ولی از  آنچه بدست آورده اید لذت ببرید
.

دسته‌ها:موفقيت برچسب‌ها:

بیاییدقدردانی راتمرین کنیم

۲۵ خرداد ۱۳۸۹ safarpoor ۳ دیدگاه

تاکنون چندین بار بخاطر اینکه دیگران انتظارات و تصورات ایده آل ما را برآورده نساخته اند ، در یاس و غضب فرو رفته ایم؟ به گذشته ودوران طفولیت خود نظر می‌اندازیم و به یافتن همه آنچیز هائی می‌پردازیم که می‌توانستند برای ما انجام و یا به ما داده بشوند تا ما خوشبخت تر می‌شدیم.
اگر دید و بینش خویش از جهان را به یک تصور ذهنی و رویائی محدود کنیم، زندگی در تمام قواعدش ما را ناامید و مایوس خواهد نمود. اما اگر افق دید و بینش خود را بسط داده و به شناسائی و توجه آنچه را که زندگی به ما عطا کرده است بپردازیم، متوجه خواهیم شد که با دنیائی با درجات والای عنایات و نعمات و حمایتهای بی نظیر احاطه شده ایم.
قدرشناسی مشروط و منوط به توجه، دید و نگرش به درون خود است. بدون یک توجه واقعی نمی‌توان به وجود تعداد بیشماری از رخدادهای تکراری که به نفع ما در جریان است پی برد و آنها را دید.
روانشناسان در چهارچوب تحقیقات “روانکاوی مثبت”، در جستجوی این پرسش که چه شیوه هائی ، سلامت روانی را حفظ می کند ، اهمیت “قدردانی” را کشف کرده‌اند و آنرا بعنوان یک منبع نیروی روانی تلقی می‌کنند.
آنچنانکه تحقیقات جدید نشان می‌دهد انسانهای قدردان و سپاسگزار راضی تر، خوشبخت تر و اجتماعی تر از افرادی هستند که با دقت تمامی جهات منفی زندگی خود را موشکافی و بایگانی می‌کنند اما جهات مثبت را نادیده می‌انگارند. اینها همچنین کمتر از امراض جسمانی گله مند بوده و به هنگام وجود مشکلات شخصی به یاری یکدیگر می‌شتافتند و بیشتر از دیگران حمایت احساسی و معنوی خودشان را از یکدیگر ابراز می‌کردند. همچنین بیشتر در کارهای اجتماعی (و عام المنفعه و خیریه بدون چشمداشت مالی شرکت) می‌جستند.انسانهای شکرگزار ارزش کمتری برای مادیات قائلند. آنها ارزش خویش و دیگران را با داشتن و دارائی، مقام و موفقیت نمی‌سنجند. آنان حسادت نمی‌ورزند و تقسیم و اشتراک برای آنها قابل قبول تر از دیگر انسانهائی است که احساس قدردانی را در خود غریبه حس می‌کنند.از اشخاصی که از یک بیماری عصبی عضله رنج می‌بردند دعوت شد که در مدت سه هفته دلائلی را که برای شکرگزار بودن دارند یادداشت نمایند. در پایان آزمایش از خلق و خوی بهتری برخوردار بودند، آنها از روابط محکمتر اجتماعی خودشان، بهبود وضع خواب و خوشبین تر شدنشان گزارش می‌کردند. قدردانی و سپاسگزاری منوط به موقعیت خوشبخت و بهشتین زندگی و همچنین مشروط به یک حساب بانگی پر و پول زیاد هم نیست. انسانهایی که قدر آنچه را که دارند و آنچه را که تجربه می‌کنند می‌دانند، خوشبخت ترند، و توانائی غلبه بر رویدادهای منفی زندگی در آنها مانند قدرت برحذر بودن آنها از حسادت، ناراحتی و خشم و افسردگی بیشتر می‌گردد. سپاسگزاری و اعمال متعاقب آن روابط اجتماعی را قوی تر کرده و دوستی‌ها را تقویت می‌کنند. این خود به نوبه خود سلامتی روحی و جسمی را افزایش می‌دهد. برخی عوامل قدرناشناسی و بی سپاسی عبارتند از : بی توجهی و تاخیر در سپاسگزاری، فراموشی ، تنبلی… و اینکه فرض را بر این می‌گذاریم که دیگران می‌بایست «بدانند» که چقدر من قدردان و سپاسگزارم… گفتن اینکه این حق من است… آنها فقط وظیفه خود را انجام می‌دهند … این کار زحمت زیادی نداشته است …یا این شخص بعدها برای من مشکلاتی ایجاد کرده است… انتخاب دست ماست: آیا می‌خواهیم توجهمان را معطوف به بخش نامطبوع و تاریک زندگی، مشکلات، اشتباهات، فشارها و ناراحتی‌ها کنیم یا خواهان یادگیری آن هستیم که قسمت خوب زندگی را هم نادیده نگرفته و سپاسگزار باشیم؟ آدمی می‌تواند برای بسیاری از چیزها متشکر و قدردان باشد. برای یک هدیه، برای یک حرکت دوستانه، برای زیبائی طبیعت، برای سکوت بعد از سروصدا، برای بدست آوردن دوباره سلامتی، برای نور خورشید و خنده بچّه‌ها. هر چه که ما شکرگزارتر باشیم، دلائل بیشتری هم برای شکرگزاری خواهیم یافت. بنابر تئوری انگیزه ماسلو، روانشناس برجسته، هر کسی قادر به شناسائی و فهم نعمات و آسایشی که از آن برخوردار است نیست. تنها انسانهای «به خود تحقق ده و خودساخته»، آنان که تسلیم خواسته‌ها و نیازهای ناچیز خود نمی‌شوند، از توانائی عالی برخوردار هستند که مواهب اساسی و اولیه زندگی را همواره و خستگی ناپذیر با احترام، خوشحالی، ابراز تعجب و تشکر و حتی شور و شعفی بی اندازه قدردان باشند و ارج نهند.
انسانهای قدرشناس توفیق خواهند داشت که به یک رویداد منفی معنای مثبتی ببخشند. بدین ترتیب آنها در از دست دادن کار خود شانس آغاز مجدد را می‌بینند، به هنگام مرگ عزیزان خویش آگاهانه محبت و صمیمیت و حمایت دوستان خود را تجربه می‌کنند و در یک بیماری فلسفه و مفهومی را مشاهده می‌کنند. چنین شخصی حتی در یک فاجعه می‌تواند نقاط مثبت و خوبیها را کشف کند.
امّا چه کنیم اگر هنوز به گروه قدرشناسان تعلق نداریم؟ پژوهشگران ،معتقدند که قدرشناسی را می‌توان آموخت. بطور مثال آنها بعنوان یک روش آموزشی مناسب مدل چهار مرحله‌ای زیر را توصیه می‌کنند:
۱٫ شناخت افکار قدرناشناس را ۲٫ فرموله کردن افکار قدرشناس ۳٫ جانشین ساختن افکار قدرناشناسی با افکار قدرشناسانه ۴٫ انتقال احساسات درونی به اعمال و رفتار
متد و کاربرد دفتر خاطرات در مطالعات ذکر شده در رابطه با قدرشناسی می‌تواند این پروسه را پشتیبان باشد. فردی که در انتهای یک روز به این فکر کند که کجا و چه وقت وی با سرنوشت و یا دیگر انسانها دعوا کرده است و یا آن تجربه‌های خوب آن روز را به یاد آورد با گذشت زمان خواهد توانست بخش مثبت زندگی خویش را آگاهانه تجربه کند.
همینطور روش بودائی، ژاپنی نایکان آموزشی عملی برای قدرشناسی و دید مثبت است.
“نایکان” به معنی “نگرش و نظارت بر خویشتن خویش” است که بر اساس سه پرسش صورت می‌پذیرد:
از …. تا کنون چه دریافت کرده‌ام؟
به …. تا کنون چه داده‌ام؟
چه مشکلات و ناملایماتی برای …. بوجود آورده‌ام؟

۱- از …. تا کنون چه دریافت کرده ام؟
به هنگامیکه رابطه خویش را با شخص دیگری بررسی کرده و به زیر ذره بین می‌برید، ابتدا مشاهده و توجه کنید که چه چیزهائی تا کنون از این شخص دریافت کرده‌اید. زن من امروز صبح برای من آب پرتقال تازه آماده کرد. او ظروف صبحانه را شست. او ساعتی را که بر مچ دارم به من هدیه کرده است. اغلب این چیزها را بدیهی و طبیعی می‌پنداریم. ما روزها و روزمرگی خود را با عجله و بی توجه سپری می‌کنیم و به تمامی چیزهای «ناچیز و کوچکی» که دریافت می‌کنیم عنایتی نداریم.
اگر به تهیه لیستی از چیزهائی بپردازید که از دیگران دریافت کرده اید، درخواهید یافت که از چه طرقی حمایت و محبت دیگران شامل حال شما شده است. گاه حتی از بلندی چنین لیستی و یا مفهوم یک یک آنها تعجب کرده و شاید تجربه نمائید که چه احساس عمیقی از قدرشناسی و تشکر و فهم ارزش آنها در شما زنده خواهد شد.

۲- به …. تا کنون چه داده‌ام؟
در روابط خویش با تک تک افراد و ما بقی دنیا می‌توانید فهرستی از آنچه که می‌دهید (طلبکار) و آنچه که می‌گیرید (بدهکار) تنظیم نمائید و در مقابل یکدیگر قرار دهید. به این منظور می‌توانید زمان معینی را در نظر بگیرید که می‌تواند از یک روز یا مثلا تا یک دهه باشد.
لیستی تهیه کنید از آنچه که در بیست و چهار ساعت اخیر به دیگران داده‌اید. شاید فردی را به محلی رسانده‌اید و یا برای وی غذائی پخته‌اید. شاید برای دوستی کارت تولد فرستادید و یا در خیابان محل عبور خود قطعه‌ای آشغال را از روی زمین برداشته و به زباله دان ریخته‌اید. در هر حال با دقت و صحت عمل به نوشتن این لیست بپردازید. از نوشتن جملاتی چون «من کمک کردم» یا «من از دوستم حمایت کردم» بپرهیزید. بطور دقیق و واقعی برای دیگران چه انجام دادید؟

۳- چه مشکلات و ناملایماتی برای …. بوجود آورده‌ام؟
اغلب به این حضور ذهن داریم و آگاهیم که به چه طرقی دیگران مشکلات و ناملایماتی برای ما ببار آورده‌اند. شاید اتومبیلی در خیابان راه را بر ما سدّ می‌کند، یا خانمی که قبل از ما در صف پست ایستاده است تعداد زیادی نامه و پاکت‌های پستی برای ارسال دارد و ما باید مدّت مدیدی را در صف انتظار بگذرانیم. اینگونه مشکلات و ناملایماتی را که دیگران برای ما فراهم می‌آورند با دقت و لیاقت ضبط و در ذهن می‌سپاریم. امّا به هنگامی که خود مسبب ناملایمات و گرفتاری برای دیگران می‌شویم، قاعدتا متوجه نیستیم و به خاطر نمی‌سپاریم. و یا اگر هم آنها را بیاد داشته باشیم، فکر می‌کنیم که «اینها بدشانسی و مواقع استثنائی» بوده‌اند یا «من منظوری نداشتم، عمد نبوده». شاید آنطور ظاهر کنیم مثل اینکه مشکل و مسئله مهمّی اتفاق نیفتاده است. امّا این پرسش واقعا حائز اهمّیت است. اگر نخواهیم و توانائی آنرا نداشته باشیم که این رویدادها را متوجه شده و ضبط کنیم و قبول کنیم که ما مسبب گرفتاری و ناملایماتی برای دیگران بوده ایم، نخواهیم توانست خودمان و آنچه امکاناتی را که زندگی پیش روی ما می‌نهد واقعا بشناسیم و بفهمیم.
لیستی از مشکلات و مسائلی را که در بیست و چهار ساعت اخیر برای دیگران فراهم آورده‌اید تهیه کنید. از فردی انتقاد کردید؟ ظروف نشسته را در آشپزخانه رها کردید تا شخص دیگری آنها را تمیز کند؟ فردی را منتظر نگه داشتید، منتظر جواب نامه یا تلفن شما؟ بدقولی کردید و بر سر یک قرار به تاخیر حاضر شدید؟ و برای نوشتن و تهیه این لیست با دقت همه چیزها را منظور کنید و مطلبی را از قلم نیاندازید.

قدرشناسی و سپاس بدان معنا است که چشمانمان را برای حمایت‌های متنوعی که ما از محیط پیرامون خود دریافت می‌کنیم باز نگاه داریم. اگر ما بدین روش زندگی کنیم، کمتر فرصت رنج و درد کشیدن را پیدا می‌کنیم، زیرا که توجه و تمرکزمان را بهتر بکار گرفته ایم. بیشتر از قبل پی خواهیم برد که چه چیزها به ما داده شده است؛ از کمک و یاری که به ما می‌شود متشکر می‌شویم و خودمان هم در عمل به اطرافیان خدمت کرده و از آنچه که اکنون و یا در گذشته از دیگران دریافت کرده ایم مقداری را هم به دیگران برگردانده ایم.
یک ضرب المثل چینی چنین می‌گوید: «به هنگامیکه تو از یک رودخانه آب می‌نوشی به سرچشمه آن فکر کن». اما هرگز سرچشمه به این فکر نخواهد افتاد که از تشنگان طلب تشکر کند یا رطوبت فرحبخش خود را مشروط به قدرشناسی نماید.

منبع:کانون قلم

دسته‌ها:مشاوره برچسب‌ها:
مرجع